6 علت اضطراب در کودکان

نویسنده مقاله:
سلاله سادات اصل علوی پايدار
علت اضطراب در کودکان چیست؟ اضطراب یکی از شایع ترین اختلالات سلامت روان در کودکان است. در واقع 20 درصد از بزرگسالانی که دچار افسردگی، اختلال های اضطرابی نظیر فوبیا، وسواس و … هستند، در کودکی دچار اضطراب شده بودند که والدین آنها، اقدامی برای رفع آن نکرده بودند. متاسفانه اکثر والدین متوجه اضطراب های فرزندشان نمی شوند و رفتارهای اضطرابی آنها را عادی تلقی می کنند. کودکان در طیف اضطراب، در مدرسه، یا جزو کودکان بسیار ساکتی هستند که هرگز از معلمشان اخطار دریافت نمی کنند و یا دچار مشکلاتی در تمرکز هستند که گاهی معلمان آنها را در دسته کودکان دچار نقص توجه قرار میدهند. با اینکه اینطور نیست. چنین بچه هایی دچار مشکل اضطرابی شده اند که خانواده هایشان ریشه آن را نمی دانند و لذا کاری برای بهبود این مساله نمی توانند انجام دهند.

Ezterab

در زیر 6 دلیل اساسی شکل گیری ترس و اضطراب در کودکان به تفصیل بررسی شده است تا والدین بتوانند از طریق آگاهی، ریشه های اضطراب فرزندانشان را دریابند و سپس در صدد رفع صحیح آنها بربیایند.

علل شکل گیری ترس و اضطراب در کودکان

علل متعددی موجب ایجاد اضطراب های عمیق و ترس در کودکان می شود که در زیر به مهم ترین آنها می پردازیم (برای مطالعه راهکارهای مدیریت اضطراب و ترس در فرزندان اینجا کلیک کنید).

ژنتیک

مساله اضطراب میتواند از طریق ژنتیک در فرد بروز کند. چنین افرادی که این ژن را به ارث برده اند در مقابل وقایع ترسناک مانند تاریکی، بلندی و … بیشتر از دیگران واکنش هیجانی نشان میدهند. نگاهی دیگر به مساله ارثی بودن ترس و اضطراب، انتقال دهنده هایی است که به اصطلاح کهن الگوها و خصوصیت‌های اخلاقی گذشتگان را به بعدی ها منتقل می‌کند.

اما به نظر شما ژن ها چگونه میتواند بر اضطراب بچه ها اثر بگذارد؟ این یک اصل احمقانه است که اگر مادر فردی از تاریکی می ترسد، فرزند او هم از تاریکی خواهد ترسید. ژن به صورت یک حساسیت کلی منتقل می شود و مصداق ترس را در بچه‌ها ایجاد نمی‌کند. در واقع زمینه ترس و اضطراب را در او ایجاد میکند و اگر موقعیت هایی برای ترسیدن در کودک تقویت شود، از آن موقعیت بیشتر خواهد ترسید. مثلا اگر پدری ژن اظطراب را به فرزندانش منتقل کند، ممکن است یکی از آنها از حشرات و دیگری از خون بترسد، در حالی که پدرشان دچار اضطراب اجتماعی است و از صحبت کردن در جمع هراس دارد. میتوان گفت، عوامل محیطی تعیین می کنند که این حساسیت کدام مصداق ترس را برای فردی برانگیزد.

در واقع این ژن، حساسیت به اضطراب را به فرزندان منتقل می کند و موجب می شود به صورت بیلوژیکی واکنش شدید تری به موقعیت های ترسناک نشان دهد و در صورتی که به خوبی مدیریت نشود، این حساسیت به اضطراب تمام عیار تبدیل خواهد شد (رفتارهای نادرست در مقابل ترس فرزندان)

حال از کجا میتوان فهیمد که اضطراب فرزندمان زمینه ژنتیکی دارد ؟ تشخیص و توجه به اطرافیان نزدیک و شباهت های ظاهری و کلامی. به طور مثال اگر ویژگی های ظاهری فرزندمان بیشتر شبیه دایی او است و دایی او، آدم ترسو و مضطربی باشد، سطح حساسیت فرزند ما نیز در زندگی بالا خواهد بود.

 افکار منفی و پایش تهدید

یکی از بزرگترین دلایل شکل گیری اضطراب و ترس در وجود کودکان، افکار منفی و پایش تهدید است. افکار منفی و پایش تهدید یعنی متمرکز شدن فرد بر خطرهای احتمالی در ابعاد جسمی و اجتماعی که راه تشخیص آن تمرکز بر گفته ها و رفتار او می باشد که در زیر توضیح داده شده است.

به این مثال توجه کنید. فرض کنید در حال راه رفتن هستید و پایتان به جایی گیر کند و زمین بخورید. در این صورت، از نظر علمی، سیستم روانی تان یاد میگیرد از این به بعد، هنگام راه رفتن بیشتر توجه کند. یعنی روان به صورت اتوماتیک راه رفتن را جزو دسته های آسیب زننده در نظر میگیرد و هنگام راه رفتن بیش تر به خطرات احتمالی توجه میکند. به اصطلاح مار گزیده از ریسمان سفید و سیاه می ترسد. این فرایند ذهنی به مرور تکامل میابد که هر موقعیت راه رفتنی خطرناک نیست و همیشه قرار نیست زمین بخوریم، فقط باید حواسمان بیشتر به محیط باشد.

چنین فرایندی در مشکلات و مسائل اجتماعی فردی زندگیمان نیز صدق می کند، با این تفاوت که تهدیدهای زندگی پیچیده تر از یک زمین خوردن ساده است و به همین دلیل باید راه مدیریت آن را در ذهن بیاموزیم، در غیر این صورت این مساله موجب شکل گیری اختلال های روانی از جمله اضطراب خواهد شد.

به مثال زمین خوردن بازگردیم. ذهن در هنگام زمین خوردن این قانون را برای خود می سازد که باید حواسم به محیط باشد. این قانون به دیگر جنبه های زندگی فرد نیز حاکم خواهد شد. مثلا فرد در هنگام غذا خوردن نیز بیشتر حواسش را جمع میکند، در هنگام رانندگی و …. به چنین فرایندی « پایش تهدید» می گویند که برای بقا نیز لازم است. اما پایش تهدید و گوش به زنگی بیش از حد، از جمله فاکتورهای اصلی اضطراب است. پایش تهدید موجب حواس پرتی، غرق شدن در افکار منفی و لذت نبردن از لحظه حال می شود که باید به طور صحیح مدیریت شود.

بچه ها نیز وقتی با یک اتفاق ناکام کننده رو به رو می شوند،  شروع به پایش تهدید می‌کنند و احتمال های خطر را می سنجند که اگر این کار بیش از حد تکرار شود، به مرور مضطرب می شوند. پایش تهدید در کودکان جسمی و  اجتماعی می باشد. پایش تهدید جسمی تا 5/7 سالگی است و پس از آن پایش تهدید اجتماعی شروع می شود.  به عنوان مثل یک کودک ۵ ساله  وقتی وارد پارک می شود،  پایش تهدید احتمالی اش این است که نکند از سرسره بیفتم، اما پایش تهدید یک کودک  ۸  ساله در چنین موقعیتی این است که نکند دیگران او را به تمسخر بگیرند. و این پایش های خطر احتمالی و این سنجیدن ها روز به روز بچه ها رامضطرب تر خواهد کرد.

حال ازکجا بفهمیم فرزندمان دچار پایش های تهدید بیش از حد شده است ؟ با تمرکز بر رفتار ها و گفته ها. فهمیدن این مساله از روی گفته ها خیلی آسان است. به خصوص در مورد کودکان تا 6 سال که بسیار رک هستند و اگر از چیزی بترسند و یا چیزی اذیتشان کند، به راحتی بازگو می کنند. کودکان 8 ساله نیز در صحبت هایشان از ارزیابی های اجتماعی و قضاوت هایی که از آن میترسند، صحبت میکنند. مثلا شما به اصرار می خواهید برای فرزندتان تولد بگیرید ولی او اصلا چنین چیزی دلش نمیخواهد، زیرا میترسد فلان دوستش او را مسخره کند. در هر حالت وقتی فرزندتان از چیزی به صورت آشکار صحبت کرد که از آن میترسد، باید گوش به زنگ باشید و راهکارهای صحیح را به کار ببرید تا این موقعیت برای او تبدیل به یک موقعیت استرس زا نشود (راهکار های مدیریت اضطراب در کودکان).

در مورد بررسی رفتارهای کودک باید دقت بیشتری به خرج داد. والدین معمولا خیلی دیر متوجه اضطراب فرزندانشان می شوند. در واقعی زمانی که یکی از پیامدهای اضطراب گریبان گیر فرزندشان می شود، تازه می فهمند که باید با یک متخصص در این باره صحبت کنند. به طور میانگین تنها 6 درصد از والدین به دلیل ترس و اضطراب فرزندشان به کلینیک ها مراجعه می کنند، بقیه آنها به دلایل مختلف مثل اختلال های یادگیری، شب ادراری، خود ارضایی و … به یک مشاور مراجعه میکنند که ریشه تمام اینها معمولا به اضطراب مدیریت نشده می رسد.

یک راهکار ساده برای اینکه بفهمید فرزند شما درگیر پایش تهدید شده است یا خیر، این است که یک کاری که ممکن است خطر جسمی داشته باشد را انجام دهید و ببینید فرزند شما به صرافت تکرار کار شما می افتد یا نه. البته کاری که انتخاب میکنید باید خیلی ساده باشد. مثلاً دو تا قاشق را در دست بگیرید و بالا بیاندازید و بعد به فرزندتان بگویید به نظرت میتوانم هر دو را با یک دست بگیرم؟ بچه‌هایی که پایش تهدید دارند هیچ وقت کارهایی که احتمال خطردر آن وجود دارد را انجام نمی دهند.

اجتناب

اجتناب یعنی مواجهه نشدن با موقعیت های متفاوت که تداوم آن اضطراب را افزایش میدهد و این ارتباط دو سویه است. فرد  هرگز فرصتی نخواهند داشت که بفهمند چیزی که از آن واهمه دارد واقعا ترسناک است یا نه. تشخیص این مساله با تمرکز بر روی بهانه تراشی ها و سپردن کارهایشان به دیگران و پدرو مادر، امکان پذیر است.

اجتناب کردن، ترس و اضطراب را در وجود بچه ها به شدت عمیق می‌کند. اجتناب کردن از بحران ها ، از رو به رو شدن با برخی موقعیت ها و افراد. اما تفاوت اجتناب با پایش تهدید چیست؟ تفاوت این دو در این است که فردی که پایش تهدید می کند، ممکن است روزی آن کاری که تهدید میپندارد را انجام دهد ولی در موقعیت اجتناب، فرد به هر دری می زند تا آن کار را انجام ندهد.

پیش تر اشاره کردیم که اجتناب و اضطراب یک مساله دو سویه می باشد، یعنی هر دو موجب تقویت دیگری می شوند. به طور مثال فرض کنید کودکی از موجود خیالی مانند هیولا میترسد. فکر میکند در کمدش را باز کند هیولا را می بیند. به همین دلیل از باز کردن در کمد اجتناب می کند و این فکر که در کمد یک هیولا وجود دارد در ذهن او بزرگ و بزرگ تر می شود و به دنبال آن روز به روز مضطرب تر. از طرفی هر چه مضطرب تر شود، اجتنابش نیز بیشتر می شود. اجتناب باعث می شود هیچ وقت این فکر خود را که آیا واقعا هیولایی وجود دارد یا خیر، آزمایش نکند و در نتیجه اضطراب عمیقی برایش رقم میخورد. اجتناب همچنین می تواند از یک بعد به ابعاد دیگر زندگی نیز سرایت کند که در چنین حالتی مقابله با اضطراب زیربنایی بسیار مشکل است.

برای فهمیدن اجتناب در فرزندمان باید بر بهانه تراشی ها ی او متمرکز شویم و یا ببینیم از انجام چه کارهایی به طور معمول امتناع می کند و آن را مکررا به دیگران می سپارد. یافتن بهانه تراشی ها در کودکان بزرگتر بسیار راحت تر از کودکان در سنین 3 سال است. کودکان در سنین پایین تر بهانه های مسخره و یا خنده داری می آورند که از از نظر ما بی معنی هستند و به آن توجهی نمی کنیم. مثلا وقتی به او می گوییم بیا با هم به حمام برویم، می گوید آن وقت عروسکم دلش برایم تنگ می شود. این یک بهانه تراشی اولیه است و باید حواسمان جمع باشد.

همچنین اشاره به این نکته نیز حائز اهمیت است. کودکان از 9 سالگی به بعد برای انجام ندادن کاری بهانه تراشی مستقیم نمی کنند. خود را به بدحالی می زنند و از انجام دادن کاری اجتناب می کنند. بدحالی جسمی، بدحالی روحی مانند فاز غم داشتن، و یا خشمگین شدن.به این کار بهانه تراشی مبهم می گویند. در چنین مواردی نیز باید بدانیم ریشه این کار اجتناب و اضطراب است که باید آن را حل کنیم. این را باید بدانیم که اگر این اضطراب ها که ریشه شان به اجتناب می رسد را در همین سن مدیریت نکنیم، بعدها فرزندمان دچار افسردگی شدید و در پی آن به آزار رساندن به خود می رسد. بنابراین خیلی باید حواسمان را جمع کنیم.

روش دیگر برای تشخیص اجتناب در کودکان این است که ببینیم کارهایشان را به دیگران می سپارند یا خیر. البته باید حواسمان باشد که سپردن کار را با کمک گرفتن اشتباه نکنید.تفاوت کمک گرفتن با کار سپردن در این است که فرزند شما در کاری که برایش جدید است از شما کمک میگیرد واگر در کارهای تکرای به شما کاری را نسپرد نشان دهنده اضطراب و اجتناب است. تفاوت دیگری که بین کمک گرفتن و کار سپردن است، این است که کمک گرفتن برای کاری است که فرزند شما در همان مقطع زمانی میتواند پس از اتمام آن به کار لذت بخش دیگری برسد، اما هنگام کار سپردن، فرزند شما هیچ کار دیگری ندارد و به اصطلاح الاف است.

نکته دیگری که باید به آن توجه کنید این است که سپردن کار به دیگری با تنبلی فرق دارد. تفاوت آنها در این است که تنبل بودن در تمام کارها قابل مشاهده است ولی سپرن کار در برخی کارهای به خصوص و تکرار شونده هستند.

بازخوردهای والدین

یکی از بزرگترین علل شکل گیری ترس در بچه ها برخوردهای نادرست والدین با آنهاست. به این صورت که در ناگواری های ایجاد شده در بچه ها نمیتوانیم مدیریت درست را انجام دهیم و از آنها بیش از حد حمایت میکنیم که این کار نیز موجب تقویت اضطراب در فرزندمان می شود. این اشتباه را اکثر والدین مرتکب می شوند ولی به آن توجه نمی کنند.

به عنوان مثال، فرزندتان از شما میخواهد که با او بازی کنید ولی شما به دلیل اینکه حوصله ندارید و یا کار دیگری دارید درخواست او را رد می کنید. سپس فرزند شما ناراحت می شود و به مدت 10 دقیقه وقتی او را نگاه می کنید، می بینید که گوشته ای کز کرده است. سپس شما احساس پیدا می کنید، ناکامی های خودتان را به خاطر میاورید، با عذاب وجدان سراغ فرزندتان می روید و با او شروع به بازی کردن می کنید! باید بگویم اگر این کار را انجام میدهید نه تنها موجب شکل گیری اضطراب در فرزندتان می شوید بلکه در مقوله تاب آوری و لجبازی نیز او را با اختلال مواجه میکنید. شما با یان کار این مفهوم را به او میرسانید که هیجان غم، خیلی بد است و باید آن را سریعا با یک لذت جایگزین کرد که این خود سر منشا رفتارهای اعتیادی می باشد .علاوه بر این شما با این کار باعث می شوید که او در ذهن خودش این قانون را برای خود بسازد که والدین من وقتی به من توجه می کنند که من حالم بد باشد…

الگودهی ترس

Ezterab Koodak

منشا بسیاری از اضطراب های فرزندانمان در حقیقت رفتارهای خود ما است. واکنش ها و عکس العمل هایی که ما به موقعیت های مختلف نشان میدهیم، تبدیل به الگویی برای رفتار آن ها در موقعیت های مشابه می شود. خوب است بدانید بچه ها تا ۲ سالگی تنها سه نوع ترس در وجودشان است که هر سه اینها به مرور و با تکمیل شدن سیستم روانی شان برطرف می شود.  این ترس ها عبارتند از ۱- ترس از تنها شدن و جدایی.  ۲- ترس از خالی شدن یکدفعه ای زیرشان.  ۳- ترس از صدای بلند. پس از آن و در سنین بزرگسالی اگر ترسی را در فرزندتان مشاهده می کنید، به دلایلی است که در این مقاله توضیح داده شده است و یا شما الگویی برای ترس های او بوده اید. 

شما درفرایند الگودهی، یک موقعیت را بیش از  حد بحرانی جلوه می دهید و در واقع هیجان شما متناسب با موقعیت ترس برانگیز نمی باشد. همین مساله باعث به وجود آمدن ترس در فرزند شما نیز می شود. اما نه صرفا همان ترسی مشابه به شما. مثلا شما از سوسک می ترسید ولی فرزند شما با الگو گیری ترس از شما از هواپیما می ترسد.

به این نکته توجه کنید که منظور این نیست که فرزندتان را با عوامل خطرساز آشنا نکنید. منظور این است که عکس العمل شما متناسب با موقعیت خطرناک باشد. مثلا برای یک شعله آتش کوچک، واکنشی شبیه به دیدن آتش فشان نشان ندهید!

 موقعیت های استرس زا

دیدن، شنیدن و در جریان قرار گرفتن با موقعیت های خطر ناکی که جان و روان انسانها را تحت تاثیر قرار می دهد، موجب بروز اضطراب می شود.  با بررسی تاریخچه زندگی خودتان و رسانه هایی که از آن استفاده میکند، گفت و گو با دوستانتان و … میتوانید دریابید که آیا اضطراب فرزند شما به خاطر موقعیت های استرس زایی است که تجربه کرده است یا خیر.

مثلا فرزند شما با مرگ پدربزرگش که او را خیلی دوست می داشت مواجه شده و یا در سفر به شمال که از قضا برای آن بسیار ذوق داشت تصادف کرده اید و … این اتفاق ها باعث به وجود آمدن اضطراب نهفته در فرزندتان می شود که البته قابل حل است.

در همین راستا بسیار مهم است که رسانه هایی را که استفاده می کنید را درست انتخاب کنید. از نظر علمی ثابت شده است که بزرگترین عنصر الگودهی ترس در عصر حاضر برای بچه ها رسانه است. با رعایت 4 نکته می توان این تضمین را داد که رسانه ها موجب شکل گیری اضطراب در بچه ها نشود.

1 عنصری که در رسانه وجود دارد را تا حد امکان در زندگی خود ایجاد کنید.

تا می توانید چیزی را که فرزندتان در رسانه می بیند را به نحوی وارد جریان زندگیتان کنید، به عنوان مثال فرزند شما کارتون دی جی مون را تماشا میکند و شما برای از بین بردن هیجان تزریقی از طریق این برنامه، میتوانید نقاشی یا برچسب آن را تهیه کنید و در اتاقش بگذارید، و یا خودتان با او بازی کنید و نقش دی جی مون را داشته باشید،حتی میتوانید در صورت امکان اسباب بازی یا لباسی که نمادی از آن کارتون دارد را برایش تهیه کنید. به هر حال باید به نحوی خلاقانه، عنصری که فرزند شما به تماشای مجازی آن می پردازد، به صورت واقعی و ملموس خلق کنید. این کار به میزان بسیار زیادی از هیجانات و اضطراب های کاذب فرزندتان می کاهد.

2 رفتارهای رسانه ای، الگودهی تخریبی مثل خشونت، بی ادبی، خیانت، ناجوان مردی و … نداشته باشد.

 پژوهش ها نشان داده اند، دیدن و شنیدن درباره خشونت و هر رفتار ناهنجار دیگری، احتمال بروز آن رفتار را در فرد افزایش میدهد. حال اگر فرزند شما برنامه ای را مشاهده کند که دارای چنین تصاویری باشد، چه باید کرد؟

با او بازی هایی را انجام دهید که شامل پرتاب کردن شیئی باشد. این کار باعث می شود که کودک الگوپذیری های خشونتی را که آموخته است را در تخمین زدن صرف می کند. تخمین اینکه این شیئی که در حال پرتاب شدن است به کجا دقیقا میخورد و پیامد آن چیست.

3 هرچه فراوانی تماشای یک برنامه بیشتر باشد، خطرناک تر است.

بارها پیش امده که بچه ها روی یک برنامه ای تمرکز کرده اند و اصرار چندین مرتبه آن را تماشا کنند. برای خنثی کردن اثرات تصاویری که با مضمون های مختلف در ذهن کودک شکل میگیرد، میتوانیم در مواقعی از روز، قبل از انجام کاری مثلا غذا خوردن، حمام رفتن، خوابیدن به تکیه کلام هایی از کارتون که خیلی دوست دارد، اشاره کنید. در واقع قسمتی را که فرزند شما به آن علاقه دارد را بارها و بارها دیالوگش را با هم بگویید. با این کار اضطراب رسانه کاهش پیدا می کند.

4 پذیرفتن و الگوبرداری رفتاری از یک برنامه.

به عنوان مثال فرزند شما کدگذاری های مستقیمی از کارتون مورد علاقه اش پذیرفته و هنگام برخاستن از زمین با خود میگوید: دی جیمون عوض می شود. یکی از اشتباهات والدین در چنین مواقعی این است که رفتار فرزندشان را سرکوب می کنند. زیرا فکر می کنند این رفتار برای او عادت و مشکل ساز می شود. با اینکه نمی دانند با این کارشان در واقع اضطرابی که از طریق رسانه برای بچه ایجاد میشود را افزایش می دهند. پس در چنین مواقعی رفتار صحیح چیست؟

زمانی که شاهد الگو پذیری رفتاری فرزندمان از برنامه ای بودیم، آن رفتار که می تواند تقلید صدا، تکیه کلام، ژست صورت و … باشد را پررنگ کنیم.  یعنی در مقابل رفتار او، یک جمله آشنا از همان کارتون را بگویید و یا واکنش رفتاری هم جهت با رفتار فرزندتان نشان دهید.  مثلا در پاسخ  به اینکه دی جی مون عوض می شود به او بگویید، آخ آخ یه وقت من را دود نکنی!

در این مقاله 6 دلیل زیربنایی شکل گیری اضطراب در فرزندان بررسی شد که شما به عنوان والیدن می توانید با تشخیص صحیح اضطراب در فرزندان و ریشه یابی آنها، راهکاری مناسب با آن را اتخاذ کنید. راهکارهای مناسب برای رفع این مساله در اینجا توضیح داده شده است. یادمان باشد، ما به عنوان والدین باید بتوانیم سلامت روان فرزندانمان را تامین کنیم تا کیفیت زندگی آنها را ، تضمین کنیم. در واقع ما در مقابل ناکامی هایی که بعدها فرزندانمان در روابط عاطفی، شغلی، تحصیلی و … با آن مواجه می شوند، مسئولیم. پس بیایید با هم آستین هایمان را بالا بزنیم!

0 0 پیام
امتیاز مطلب
0 پیام ها
بازخورد درون خطی
نمایش همه پیام ها
فهرست
بیش از 2000 دقیقه آموزش رایگان دکتر محمد کاظم زاده رو در صفحه پکیچ رایگان از دست نده 
Click Me
close-image
0
لطفا دیدگاه خود را بیان کنیدx
()
x