خشم کودکان 3 تا 6 سال؛ مدیریت و کنترل

نویسنده مقاله:
فاطمه کریمی
بررسی خشم کودکان 3 تا 6 سال

خشم کودکان یک احساس طبیعی است. هر کودک سالمی در برهه ای از زمان عصبانی می شود، و این فرصت را دارد که یاد بگیرد چگونه خشم خود را به طرز سازنده و نه مخربی ابراز کند.کمک به فرزندتان در توقف، آرامش و ابراز سازنده خشم جهت حفظ سلامتی او بسیار ضروری است.

چگونه خشم را برای فرزندانمان در سنین 3تا6 سال تشریح کنیم؟

خشم کودکان یک احساس عادی و مفید است که می تواند به آنان بگوید که چه مواردی عادلانه یا درست نیستند. اما اگر رفتار عصبانی کودک از کنترل خارج شود یا پرخاشگرانه شود، خشم می تواند به یک مشکل تبدیل شود. شاید برای شما یا فرزندتان آشکار نباشد که چرا آن ها عصبانی هستند. اگرچنین باشد، مهم است که به آنها کمک کنید تا بفهمند چه چیزی باعث عصبانیت آنها می شود.

با کودک خود همراه شوید و به او کمک کنید تا با خشم خود کنار بیاید. به این ترتیب، شما به انها می فهمانید که مشکل خشم آنها است نه خود آنها. همچنین در کودکان خردسال می تواند این فرایند سرگرم کننده و خلاقانه باشد. می توانید برای خشم اسم گذاشته و آن را ترسیم کنید. برای مثال، خشم میتواند یک آتشفشان باشد که در نهایت منفجر می شود.

نکته قابل توجه این است که نحوه پاسخگویی والدین به خشم می تواند بر نحوه پاسخگویی کودک به خشم نیز تاثیر بگذارد. یعنی اگر والدین در برابر ابراز خشم کودکان، از کوره به در روند، او را تنبیه کنند و یا سرش فریاد بزنند، این رفتار خشم در کودک نه تنها کاهش پیدا نمی کند، بلکه شما الگویی برای ابراز خشم شدید تر او هستید. بنابراین او با توجه به رفتارهای شما، در موقعیت های بعدی بیشتر عصبانیتش را به روش های مخرب بروز خواهد داد.

با دلیل بروزخشم در کودکان در سنین متفاوت آشنا شویم؟

·        اگرچه خشم ممکن است هیجانی نباشد که از دیدن آن در خردسالان(کودک 3  تا 6 سال) لذت ببرید، ولی امری بسیار طبیعی است. خشم میتواند توسط ناامیدی تحریک شود و هنگامی اتفاق می افتد که نیازهای کودک برآورده نشده اند، یا در مواقعی که کودک کتری از دستش بر نمی آید و یا زمانی که توجه مورد نظر از جانب شما را دریافت نکرده است.

·        ناامیدی اغلب علت خشم در کودکان 4 تا 6 ساله است. خواه به این دلیل باشد که آنها به مقصود خود نرسیده اند یا مایل به اشتراک گذاری چیزی نیستد.  ناامیدی می تواند به کنشی عصبی یا خرابکاری منجر شود. سطح ناامیدی کودک، هنگامی که کودکی دیگر جایگاه تصاحب شده ی او را اشغال یا نابود کند، به مراتب بیشتر می شود. کودک 4 ساله مضطربی را در نظر بگیرید که کودکی دیگر اسباب بازی اش را به زور گرفته است، در چنین وضعیتی کودک مضطرب و ناراحت برای گرفتن مال خود، از دایره لغات ناسزایی که یاد گرفته است استفاده می کند و با کودک دیگر با عصبانیت رفتار خواهد کرد.

با این حال، در حالی که او از روی ناامیدی و خشم خود این کار را می کند، کودک بزرگتر از 4 سال ممکن است سعی کند از مهارت های کلامی خود برای مذاکره در مورد راهی برای همکاری، به اشتراک گذاشتن وسیله ها یا بازگرداندن اشیا استفاده کند. چند کودک چهار ساله را در مهد کودک در نظر بگیرید که با هم در حال خواندن ترانه ای هستند.

حال فرض کنید یکی از آنها چون به آن شعر علاقه ندارد عصبانی می شود و به بقیه کودک ها حمله می کند تا آن ترانه را نخوانند. این کودک علاوه بر اینکه در اثر نا امیدی و دوست نداشتن ترانه مورد نظر، از ابراز خشم استفاده کرده است، خشم او موجب عصبانیت و ایجاد حس نا امیدی در درگر کودکان نیز می شود و شدت عصبانیت را در همه کودکان بالا می برد. بنابراین در مواقع نا امیدی، ابراز خشم کاملا طبیعی است، آنچه مهم است حضور یک بزرگسال در جمع کودکان است که بتواند با صحبت و یا با روش های خلاقانه و بازی، عصبانیت را در میان آنها فروکش کند.

·        فضای شخصی و جسمی برای کودکان بسیار مهم است و هر تخلفی می تواند منجر به ناکامی و خشم شود. به عنوان مثال،کودکان 4 ساله ای که بسیار از نظر جسمی فعال هستند، به فضای زیادی برای بازی و جنب و جوش نیاز دارند و اگر به هر دلیلی او را از بازی در فضاهای باز، منع کنید، احساس ناامیدی می کنند. در مقابل، کودکان 3 ساله اگر فضای بازی شان بسیار وسیع شود و احساس کنند در میان جمعیت گم شده اند، گاهی اوقات از شدت خشم و درماندگی گریه می کنند. همچنین خردسالان هنوز دامنه توجه و صبر نسبتا کمی دارند و اگر مجبور به نشستن و انتظار شوند بسیار سریع احساس درماندگی میکنند و وقتی از خستگی ناامید شوند، رفتار آنها اغلب مخرب می شود.

·        هنگامی که کودکان بازی می کنند، توسط معلمشان به طور مکرر بازخواست می شوند تا کارهای خلاف میلشان را انجام دهند. این می تواند منجر به خشم شود. به ویژه برای کودکانی (4 تا 6 سال) که نیاز به  استقلال بیشتری دارند. به عنوان نمونه کودکی که با خمیر بازی مجسمه سازی می کند، و معم اش از او می خواهد تا خیلی ریخت و پاش نکند و سریع وسایلش را جمع کند، موجب بروز خشم در کود می شود. در واقع والدین و مراقبان کودک باید بدانند، که با امر و نهی و استفاده از کلمات و جملات دستوری زیاد، موجب عصبانیت در کودک می شوند.

·        کودکان 5 ساله تمایل دارند احساس خشم و سرخوردگی خود را ابتدا از نظر جسمی و سپس به صورت کلامی بیان کنند. آنها هنوز در حال گسترش خود کنترلی هستند و لذا از واژگان برای ابراز خشم خود استفاده می کنند. آنها در این سن، نسبت به رفتارهای درست و غلط و قابل قبول اجتماعی در حال آگاه شدن هستند و می دانند برای بروز عصابیت خود، خوب نیست که به چیزی ضربه بزنند و یا آن را پرتاب کنند. همچنین سعی می کنند خودشان این رفتارها را تنظیم کنند تا مورد قبول معلم و همسالان خود قرار بگیرند.

·        کودکان پنچ و نیم تا 6 ساله مهارت های زبانی قوی تر و واژگان گسترده تری دارند که به آنها امکان می دهد تا ناامیدی و خشم خود را بهتر ابراز کنند. آنها با دقت شگفت انگیزی قادر به گفتن آنچه باعث ناراحتی آنها شده است، هستند. به طور مثال، آنها ممکن است به شما بگویند که توبیخ “احساسات مرا جریحه دار میکند” یا نظارت بیش از حد شما بر نوبت گرفتن “منصفانه نیست”.

در همان زمانی که کودکان 5 و 6 ساله در حال یادگیری بیان مناسب خشم هستند، نسبت به احساس خشم و ناامیدی در میان دوستان خود نیز حساس تر می شوند و حتی ممکن است دلیل ناراحتی دوست خود را بهتر از دلیل ناراحتی خود متوجه شوند. حتی ممکن است با به اشتراک گذاشتن یک اسباب بازی یا منحرف کردن او با یک فعالیت دیگر، به دوست خود کمک کند تا آرام شود. اما هنوز قادر به آرام کردن خود به صورت کامل نیست. این مرحله، مفید و طبیعی است و این فرایند کمک به دیگران  در نهایت به توانایی کنترل رفتار خودش کمک می کند.

واکنش اشتباه والدین در مقابله با خشم کودکان

به چند نفر از شما در دوران کودکی گفته شده “از دوست خود عصبانی نباشید، او فقط شوخی کرده.”یا حتی “عصبانی شدن از مادر و پدر خوب نیست؟” چه تعداد از شما حتی پیام هایی از این قبیل را به فرزندان خود گفته اید؟

والدین اغلب کودکان را تشویق می کنند تا گریه کردن را متوقف کنند و جملاتی مانند “چیزی برای گریه کردن نیست”را بیان می کنند. همین لحظات است که بذر خشم ناسالم را می کارند. در واقع والدین با گفتن جمله”دیگر گریه نکن” فقط همان کاری را میکنند که والدین خودشان به آنها آموخته اند. اگر یاد بگیریم چگونه خشم سالم تری را در بچه ها و خودمان ایجاد کنیم، می توان این چرخه را متوقف کرد.

هنگامی که تشخیص می دهیم که کنترل و رها کردن خشم خود احساس ناخوشایندی هست، همان احساس و رفتار را به کودک خود نیز منتقل می کنیم. اگر کودکی هرگز والدین خود را در حال ابراز خشم نبیند، به این معنی است که والدین به آن کودک می آموزند که آنها نیز هرگز نباید خشم خود را ابراز کنند. یا اگر والدینی همیشه عصبانیت خود را با صدای بلند و آسیب رسانی ابراز کنند، یا رابطه خشونت آمیزی بین والدین وجود داشته باشد؛ ممکن است کودک فکر کند که خشم چیزی است که همیشه ترسناک است.

برخی ممکن است به صورت منطقی بیان کنند که خشم چیز خوبی است و باید به کودک اجازه داده شود خشم خود را تخلیه کند و حتی رفتار خشونت آمیزی داشته باشد؛ زیرا چنین رفتاری بیانگر احساس کودک است. البته،این طرز تفکر میتواند درست باشد چون خشم به خودی خود چیز بدی نیست و همه ما حق داریم عصبانی شویم. اما کودکان باید در مورد نحوه برخورد و ابراز خشم خود آموزش ببینند تا بتوانند در موقعیت های خشم برانگیز، واکنش درستی نشان دهند.

نقش ما به عنوان پروش دهنده کودک در مواجه با خشم کودکان بسیار حائز اهمیت است.اگر ما نیز واکنش پرخاشگرانه نشان دهیم و یا رفتاری همراه با خشم و خشونت با کودکمان داشته باشیم ،ممکن است خسارات عاطفی و روانی جبران ناپذیری را به کودک وارد کنیم. از این رو، باید بهترین و درست ترین شیوه برخورد در هنگام خشم فرزندمان را انتخاب کنیم.

چند راه حل مناسب برای کاهش عصبانیت والدین در هنگام مواجه با خشم کودکان

۱) لحظه ای مکث کنید

واکنش خود را متوقف کنید. بدترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که رفتار او را عینا تکرار کنید و با همان خشم و عصبانیت پاسخ او را بدهید، زیرا این کار فقط به تشدید درگیری منجر می شود و همچنین فرصت آموزش روشی موثر در مورد بیان خشم به کودک خود را از دست می دهید. 

2) دلیل رفتارش را بیابید

بیشتر مردم خود به خود خشمگین نمی شوند. اگر کودک شما نیز واکنش شدیدی نشان می دهد، باید فراتر از رفتار سطحی او نگاه کنید و دریابید که چه چیزی انگیزه این رفتار را در او بیدار کرده است.

3) درک خط زمان

وقتی بچه ها تحت تاثیر عواطف قرار می گیرند، غالبا در لحظات اول از گفتن علت خشم خود سرباز می زنند. پس از اینکه کودک شما به حدی آرام شد که بتواند درباره آنچه اتفاق افتاده است صحبت کند، سوالات -باز از آنها بپرسید تا کودک خود را تشویق کنید که خط زمانی آنچه منجر به طغیان او شده را بازگو کند. این فرایند که کودک شنیده و فهمیده شود به ایجاد رابطه صمیمی و موفق بین والدین و کودک منجر می شود.

چه اقداماتی را انجام بدهیم که به آرام شدن کودک کمک کند و همچنین به او یاد بدهیم که چگونه احساسات خود از جمله خشم را به درستی کنترل کند؟

۱) ایمنی را در اولویت قرار دهید

هنگامی که کودکان بسیار عصبانی هستند، ممکن است به صورت تهاجمی فریاد بزنند. وقتی پیشگیری امکان پذیر نیست، غالبا اولین قدم در کنترل خشم، کمک به کودکان برای دور شدن از شرایط و آرام شدن کودک است. این امر همچنین می تواند از تشدید بیشتر جلوگیری کند. والدین باید این فرایند را برای کودکان خارج از کنترل به آرامی اما محکم انجام دهند تا به دیگران آسیب نزنند و یا وسیله ای را نشکنند.

2) با شنیدن داستان کودک خود، ممکن است شما الگوی جابجایی را تشخیص دهید. در ادامه با استفاده از سوالات خود، از کودک بپرسید:

·        واقعا از کی عصبانی هستی؟

·        خشم خود را چه زمانی  ابراز کردی؟

·        آیا آن شخص سزاوار خشم شما بوده است؟

·        برای اصلاح شرایط چه کاری می توانی انجام بدهی؟

·        برای جلوگیری از تکرار وضعیت پیش آمده، چه کاری می توانی انجام بدهی؟

استفاده از سوالات به کودک شما این قدرت را می دهد تا بینشی در مورد رفتارهای خود برگزیند و در ایجاد راه حل برای شرایط حساس نیز صلاحیت کافی را پیدا کند.

3)وقتی amygdala (قسمتی از مغز که مسئول واکنش های احساسی می باشد) توسط یک رویداد ناراحت کننده ای فعال می شود، می توان حواس کودک را از افکار خشمگین تکراری که مغز آنها را در حالت هشدار شدید نگه می دارد، پرت کنیم. برای مثال، انجام فعالیت یا بازی که کودک دوست دارد می تواند برای آرام شدن کودک خشمگین و کج خلق بسیار مفید باشد.

4) کودکان بیش از آنچه می گوییم از کارهایی که می کنیم یاد می گیرند. وقتی والدین به خشم کودک، به صورت پرخاشگرانه پاسخ می دهند، نه تنها باعث خشم بیشتر در کودکان میشوند؛ بلکه به آنها یاد می دهند که داد زدن، ضربه زدن یا پست بودن روش های مناسبی برای رفتار در هنگام عصبانیت است. هر کس گاهی اوقات احساس عصبانیت و خشم میکند، اما ما می خواهیم به فرزندان خود بیاموزیم که ممکن است احساس عصبانیت کنیم و همچنان با احترام با دیگران رفتار کنیم

هدف از معاشرت سالم این است که به کودکان بیاموزیم که به وجود احساس خشم در خود “بله” بگویند و در مقابل به ابراز آن به روش های آسیب زا و مخرب “نه” بگویند. هنگامی که والدین به فرزندان خود می آموزند که چگونه عصبانیت موثری داشته باشند، آنها پایه ارتباطی صادقانه و سالم را در طول زندگی فرزند خود  ایجاد می کنند. کنترل خشم و عصبانیت در واقع از اولین قدم هایی است که یک انسان باید برای داشتن روان و روابط سالم بردارد که یادگیری این قدم ریشه در آموزه های دوران کودکی ما دارد…

اگر مطالب این مقاله برای شما مفید بود و علاقمند بودید در مورد مدیریت خشم کودکان، دانش بیشتری داشته باشید، پیشنهاد می‌کنیم کارگاه آموزشی مدیریت خشم کودکان را تهیه نمایید.

خشم کودکان
0 0 پیام
امتیاز مطلب
0 پیام ها
بازخورد درون خطی
نمایش همه پیام ها
فهرست
بیش از 2000 دقیقه آموزش رایگان دکتر محمد کاظم زاده رو در صفحه پکیچ رایگان از دست نده 
Click Me
close-image
0
لطفا دیدگاه خود را بیان کنیدx
()
x