تفکر انتقادی ؛ لازمه حل مساله

نویسنده مقاله:
نفیسه نیکبخت

 اندیشیدن بخشی از طبیعت ما است و کیفیت زندگی ما و آنچه که تولید یا خلق می‌کنیم بسیار متاثر از کیفیت اندیشیدن ماست. همچنین تفکری که مبتنی بر نقد باشد یعنی تفکر انتقادی در زندگی امروزی ما تاثیر بسزایی دارد.

مسائل متفاوت نسبتا ساده‌ای که از کودکی با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم تا مسائل، باورها و اخبار عمیق‌تر و پیچیده‌تری که در دوران بزرگسالی با آن روبرو می‌شویم، ممکن است فکر ما را به خود مشغول کنند.

گاهی دچار سردرگمی می‌شویم و بسیاری از مواقع قضاوتی جانبدارانه، تحریف‌شده، ناقص و یا ناآگاهانه‌ بروز می‌دهیم که می‌تواند هم به لحاظ مالی و هم از نظر کیفی برای ما هزینه‌بر باشد.

بنابراین فرقی نمی‌کند که ما چگونه و در چه شرایطی زندگی می‌کنیم، شغل و حرفه ما چیست، یا چه تجربه‌هایی در زندگی کرده ایم، تفکر انتقادی در زندگی همه ما بسیار مهم است.

تفکر انتقادی از نظر مفهومی ۲۵۰۰ سال قدمت دارد، چنانکه بحث درباره لزوم پرورش تفکر انتقادی را می‌توان در فلسفه یونان به وفور مشاهده کرد. بر اساس نوشته های افلاطون، سقراط اولین فردی بود که به این شکل از اندیشیدن اشاره کرد؛ برای مثال وقتی او در زندان بود از خود پرسید که آیا فرار از زندان کار درستی برای اوست؟  

و همین سوال موجب شد که او از تصمیم فرار از زندان صرف نظر کند. بنابراین او برای اعتبارسنجی یک مسئله بر لزوم بازاندیشی، بررسی مدارک و اسناد، کندوکاو عقلانی و منطقی فرضیه‌ها، تحلیل داده های اصلی و نتیجه‌گیری در قالب این فرآیند فکری توصیه می‌کرد.

پس از سقراط، ارسطو و دیگر فیلسوفان تلاش کردند که به روش فکری مورد نظر سفراط نظم ساختاری و منطقی بیشتری بدهند.

بنابراین، در وصف تفکر انتقادی از گذشته تا کنون معانی متفاوتی بیان شده است، با این حال ظهور واژه اختصاصی تفکر انتقادی به نیمه دوم قرن بیستم باز می‌گردد.

در یکی از معتبرترین تعاریف ارائه شده “شورای ملی تعالی تفکر انتقادی” در آمریکا  در سال ۱۹۸۷ این مفهوم را راهنمایی برای اندیشه و عمل توصیف می‌کند که “شامل فرآیند منظم فکری، مفهوم‌پردازی فعالانه و ماهرانه، و به کارگیری، تجزیه و تحلیل و ارزیابی اطلاعاتی است که از طریق مشاهده، تحلیل، ترکیب، تفکر منطقی و یا ارتباط با دیگران به دست آمده است.”

پس به طور خلاصه می‌توان تفکر انتقادی را به معنی مهارت واضح، مستقل و عقلانی فکر کردن و یافتن رابطه منطقی بین ایده‌ها دانست. به عبارت دیگر تفکر انتقادی مهارتی است که به ما دید منطقی و روشنی درباره کاری که انجام می‌دهیم یا چیزی که به آن باور داریم می‌دهد و به ما می‌آموزد که به جای دریافت‌کننده منفعل، یادگیرنده فعال اطلاعات باشیم.

تفکر انتقادی را نباید با اهل جدل بودن یا انتقاد به دیگران اشتباه گرفت. زیرا تفکر انتقادی علاوه بر اینکه به ما کمک می‌کند تا بتوانیم خطاها و استدلال‌های غیرمنطقی را آشکار کنیم، نقش بسیار مهمی در استدلال‌های جمعی و مبتنی بر همکاری و انجام سازنده وظایف گروهی دارد.

بنابراین تفکر انتقادی همزمان با افزایش منطق فردی و تقویت قدرت استدلال، باعث بهبود فرآیند کار جمعی می‌شود.

علاوه براین در روند تفکر انتقادی باید در نظر بگیریم که لزوما هر پاسخی که ما به آن می‌رسیم درست نیست و باید دیدی شک آمیز و انتقادی به باورها، افکار و توانایی‌های خود داشته باشیم.

متفکران انتقادی چگونه‌ می‌اندیشند؟

متفکران سنجشگر معمولا ایده‌ها و فرضیه‌ها را به چالش می‌کشند و به راحتی هر اطلاعاتی را نمی‌پذیرند. آنها می‌توانند از مجموعه‌ای از داده‌ها و اطلاعات به یک نتیجه منطقی برسند و در فرآیند حل مسئله می توانند تمایز بین جزئیات مهم و غیرمهم را تشخیص دهند.

همچنین تفکر انتقادی به افراد کمک می‌کند که مسائل را نه به شکل غریزی و شهودی بلکه به صورت نظام‌مند شناسایی و تحلیل کنند.

به طور کلی کسانی که مهارت تفکر نقادانه دارند می‌توانند:

– سوال‌های اساسی دقیق و روشن بپرسند

– اطلاعات و داده‌ها را جمع‌آوری و ارزیابی کنند و از ایده‌های انتزاعی برای رسیدن به نتیجه منطقی استفاده کنند.

-رابطه بین ایده‌ها را درک کنند.

– میزان اهمیت و مرتبط بودن استدلال‌ها و ایده ها را تشخیص دهند.

– استدلال کنند و استدلال دیگران را ارزیابی کنند.

– تناقض و خطاهای استدلال دیگران را دریابند.

– مشکلات را به شکل نظام‌مند و ثابت‌قدم حل کنند.

– درباره منطقی‌ بودن فرضیه‌ها، باورها و ارزش‌های خود تامل می‌کنند.

– با دید باز در قالب نظام‌های فکری گوناگون بیاندیشند.

– با دیگران برای حل مشکلات پیچیده ارتباط موثر برقرار کنند.

هنگامی که احساساتی مانند عصبانیت، لذت یا هیجان بر ما غلبه می‌کند، معمولا نمی توانیم انتقادی فکر کنیم، با این‌ حال می توانیم با تمرین مرتب، تفکر انتقادی را در خودمان تقویت کنیم و این مهارت را در دامنه گسترده‌تری از زندگیمان به کار ببریم.

تفکر انتقادی و حل مسئله

تفکر انتقادی یکی از مهم ترین مهارت‌هایی است که در فرآیند حل مسئله مورد استفاده قرار می‌گیرد. بسیاری از افراد مهارت تفکر انتقادی و حل مسئله را یکسان در نظر می‌گیرند، در حالی که این دو مهارت با وجود برخی شباهت‌ها، در گستره و کارکرد با یکدیگر متفاوت‌اند.

در واقع حل مسئله چندین تکنیک و ویژگی را در برمی‌گیرد که برخی از آنها زیرمجموعه تفکر انتقادی و برخی دیگر در ذیل مهارت‌های دیگر هستند.

اما به طور کلی، از آنجا که یکی از ویژگی‌های اساسی تفکر انتقادی کمک به درک و انتخاب هدف و تصمیم‌گیری برای رسیدن به هدف است، در مهارت حل مسئله اهمیت فراوانی دارد.

تفکر انتقادی و خلاقیت

ممکن است برخی از ما فکر کنیم که اندیشیدن انتقادی باعث کاهش خلاقیت می‌شود، چراکه هنگامی که منتقدانه می اندیشیم، باید در چهارچوب قواعد منطقی و عقلانی حرکت کنیم.

اما خلاقیت خود نیز به قوانین ساختارشکنانه احتیاج دارد و تفکر انتقادی است که به ما قابلیت خارج از گود ایستادن، به چالش کشیدن اجماع جمعی و دنبال‌ کردن رویکردهای خلاقانه را می‌دهد.

بنابراین، تفکر انتقادی بخش بنیادین خلاقیت است، چراکه ما به کمک این مهارت می‌توانیم ایده‌ها خلاقانه خود را ارزیابی کنیم و بهبود دهیم.

توانایی‌های لازم در روند تفکر انتقادی

تحلیل:

تحلیل مسئله بخش مرکزی تفکر انتقادی است که بر اساس آن می‌توان ساختار استدلال، گزاره‌های استدلال و نقش و منبع شکل‌گیری آنها را شناسایی و بررسی کرد.

هنگام تحلیل یک استدلال، اول ساختار آن را استخراج می‌کنیم. استخراج ساختار شامل جستجو و بررسی دلایل، مخالفت‌ها و گزاره‌هایی است که در تایید یا رد ادعای مرکزی ارائه شده‌اند.  در نتیجه طی تحلیل، ساختار سلسله‌مراتبی استدلال نمایان می‌شود.تفکر انتقادی

بنابراین تحلیل مسئله در قالب تفکر انتقادی شامل مراحلی چون پرسیدن پرسش‌های خردمندانه، بررسی داده‌ها، پژوهش، تفسیر، قضاوت، پرسش درباره مدارک و اسناد و تشخیص الگوها و روابط بین داده‌ها است.

افراد ماهر در تفکر انتقادی می توانند اطلاعات را بادقت بررسی و تحلیل کنند، معنای آن را بفهمند و به خوبی درباره مفهوم و اثرات آن داده‌ها به دیگران توضیح دهند.

ارزیابی:

ارزیابی مهارت مرکزی دیگری در ارتباط با تفکر انتقادی است که طی آن گزاره‌ها و ادعاها بر اساس اعتبار، مرتبط بودن، تعادل و میزان تعصب ورزی بررسی می‌شوند.

هدف از ارزیابی، قضاوت آگاهانه درباره قوت یا ضعف استدلال و ادعای مطرح شده است. اگر پس از مرحله بررسی متوجه غیرمعتبر، نامربوط، غیرمنطقی یا متعصبانه نبودن استدلال شدیم، می‌توانیم از آن عبور کنیم یا درباره نقاط ضعف و قوتش با دیگران بحث کنیم.

استنتاج:

استنتاج مهارت رسیدن به جمع‌بندی و نتیجه‌گیری منطقی از استدلال‌هایی است که از فیلتر مراحل تحلیل و ارزیابی عبور کرده‌اند. در مرحله استنتاج با ترکیب اطلاعات به دست‌آمده استدلال مطرح شده را تایید می‌کنیم و یا با رد آن  گزینه  جایگزین که معتبر، مرتبط، منطقی بدون تعصب باشد، ارائه می‌دهیم.

در مرحله استنتاج همچنین می‌توانیم شواهد و مدارک بیشتری را برای کسب اطلاعات وسیع‌تر جستجو کنیم. پس از رسیدن به نتیجه، بهتر است آن را بازارزیابی کنیم تا از میزان منطقی بودن آن اطمینان پیدا‌ کنیم.

برقراری ارتباط:

گاهی لازم است پس از طی روند تفکر انتقادی، نتایج و داده‌های به دست آمده را با اطرافیان، هم‌رده‌ها و همکاران خود در میان بگذاریم و در چنین شرایطی ما به توانایی برقراری ارتباط موثر با دیگران احتیاج داریم. همچنین گاهی لازم است به دلیل پیچیده بودن یک مسئله، دیگران را نیز در روند تفکر انتقادی مشارکت دهیم.

برقراری ارتباط موثر شامل ویژگی‌هایی چون فعال گوش‌دادن، ارزیابی، همکاری، توضیح و تصویرسازی، روابط بینافردی، کار گروهی و برقراری ارتباط کلامی و نوشتاری است.

کنجکاوی:

برای همه ما بسیار ساده است که بنشینیم و هرچه آنچه به ما ارائه می‌شود را با ارزیابی ظاهری و سریع تایید کنیم، اما اگر در همین حین، یک سناریو پیچیده که به تفکر منتقدانه محتاج است، سر راهمان قرار بگیرد، همه چیز متفاوت خواهد بود.

هرچند همه ما بالذات کنجکاو هستیم، هرچه سن ما بیشتر می‌شود ترجیح می‌دهیم این حس کنجکاوی را مهار کنیم. در حالی که این روند به نفعمان نیست و ذهن کنجکاو و مهارت کنجکاوی می‌تواند بسیار در زندگی ما و در روند تفکر انتقادی موثر باشد.

چرا تفکر انتقادی مهم است؟

تفکر انتقادی مهارت اصلی و مرکزی در همه عرصه‌ها است. 

واضح و منطقی اندیشیدن در روند تصمیم‌گیری و اجرا بسیار مهم است.اگر در عرصه آموزش، پژوهش، مالی و اقتصادی، مدیریت و یا عرصه‌های حقوقی کار می‌کنیم، مهارت تفکر انتقادی در روند کار ما بسیار موثر است.

این مهارت به عرصه فکری و کاری خاصی محدود نیست، چراکه توانایی به خوبی اندیشیدن و حل کردن نظام‌مند مشکلات یک ارزش شغلی مهم در همه حوزه‌ها است.

این مهارت به عرصه فکری و کاری خاصی محدود نیست، چراکه توانایی به خوبی اندیشیدن و حل کردن نظام‌مند مشکلات یک ارزش شغلی مهم در همه حوزه‌ها است.

تفکر انتقادی در اقتصاد دانش‌محور اهمیت بسیاری دارد.

اقتصاد دانش‌محورِ جهانی بر پایه اطلاعات و تکنولوژی شکل گرفته‌است. بنابراین در این شکل جدید از سیستم اقتصاد، افراد و گروه‌ها باید بتوانند به سرعت و تاثیرگذار با تغییرات دست و پنجه نرم کنند.

در قالب اقتصاد دانش‌محور تقاضای بیشتری برای مهارت‌های فکری انعطاف‌پذیر، توانایی تحلیل اطلاعات و ادغام دانش‌های گوناگون برای حل مسائل وجود دارد.

بنابراین تفکر انتقادی که شامل چنین توانایی‌هایی است، در دنیای شغلی پرشتاب امروز بسیار اهمیت دارد.

تفکر انتقادی مهارت‌های زبانی و بیانی را تقویت می‌کند.

 واضح و نظام‌مند فکر کردن می‌تواند به بهبود نحوه بیان ایده‌ها کمک کند. همچنین این مهارت قدرت فهم و درک متون نوشتاری پیچیده را افزایش می‌دهد.

تفکر انتقادی خلاقیت را افزایش می‌دهد.

رسیدن به یک راه‌ حل خلاقانه فقط به کمک داشتن ایده‌های جدید ممکن نیست بلکه مهم است که ایده‌های جدید ما موثر و مرتبط با مسئله مورد نظر باشد. تفکر انتقادی نقش بسیار مهمی در ارزیابی ایده‌های جدید، انتخاب بهترین ایده و اصلاح و تعدیل آن در صورت نیاز دارد.

تفکر انتقادی در روند تامل و تفکر درونی بسیار مهم است.

برای ساختن زندگی معنی‌دار و ارزشمند، باید بتوانیم درباره ارزش‌هایتان و تصمیم‌هایی که در زندگی می‌گیریم، تامل کنیم و آنها را ارزیابی کنیم. تفکر انتقادی لوازم لازم را برای این ارزیابی درونی ما فراهم می‌کند.

تفکر انتقادی خوب و موثر، بنیان دانش و دموکراسی است.

دانش به استفاده انتقادی از منطق در امور تجربی و تصدیق تئوری‌ها احتیاج دارد. عملکرد درست یک نظام دموکراتیک به شهروندانی وابسته است که بتوانند درباره امور اجتماعی منتقدانه بیاندیشند و بتوانند تعصب‌ها و پیش‌فرض‌های خود را کنترل کنند.

اکنون پس از آشنایی با مفهوم تفکر انتقادی، می‌توانیم با این تمرین ساده انتقادی اندیشیدن را آغاز کنیم:

برای این کار می‌توانیم به ایده‌ای که اخیرا کسی مطرح کرده‌است فکر کنیم و این سوالات را از خود بپرسیم

  • چه کسی این ایده را مطرح کرد؟

آیا او را می‌شناسیم؟ آیا او مقام و جایگاه قدرتمندی دارد؟ آیا کلا اهمیت دارد که چه کسی ایده را طرح کرده است؟

  • چه ایده‌ای بیان شده‌است؟

آیا مطلب بیان شده حقیقت بود یا نظر شخصی؟ آیا همه جوانب حقیقت را در بر می‌گرفت یا دربرگیرنده بخشی از حقیقت بود؟

  • آنها در چه مکانی آن ایده را طرح کردند؟

آیا بیان ایده در فضای خصوصی بود یا در انظار عمومی؟ آیا امکان پاسخ‌دهی یا ارائه دیدگاه‌های جایگزین از طرف دیگران فراهم بود؟

-چه زمانی ایده را بیان کردند؟

آیا برای ایده‌شان دلیل منطقی ارائه کردند؟ آیا هدف آن‌ها از بیان ایده، محبوب کردن یا تخریب یک فرد یا گروه دیگر بود؟

  • چگونه و در چه حالتی ایده‌شان را بیان کردند؟

آیا آنها حین بیان ایده شاد بودند یا غمگین یا عصبی؟ آیا ایده خود را به شکل گفتاری ارائه کردند یا نوشتاری؟ آیا دقیقا متوجه آنچه می‌گفتند شدیم؟

0 0 پیام
امتیاز مطلب
0 پیام ها
بازخورد درون خطی
نمایش همه پیام ها
فهرست
بیش از 2000 دقیقه آموزش رایگان دکتر محمد کاظم زاده رو در صفحه پکیچ رایگان از دست نده 
Click Me
close-image
0
لطفا دیدگاه خود را بیان کنیدx
()
x