«ترس از تنهایی» در کودکان و ۳ راهکار برای حل آن

نویسنده مقاله:

کودکان در مراحل رشد خود می‌توانند از موضوعات مختلفی بترسند. از ترس از حیوانات گرفته تا ترس از تاریکی و موجودات وحشتناک یا تنهایی. یکی از ترس‌هایی که پدر و مادرها را به نسبت بقیه ترس‌های کودکان، بیشتر نگران و اذیت می‌کند، «ترس از تنهایی» است.

 کودکی که از تنهایی می‌ترسد همیشه دوست دارد کنار پدر یا مادر خودش باشد. در نتیجه فردی که از صبح در کنار کودک است (که معمولاً هم مادر خانواده چنین نقشی دارد) بعد از مدتی احساس می‌کند نیاز دارد برای خودش وقت تنهایی داشته باشد؛ وقتی که بتواند کمی به خواسته‌ها و علایق خودش برسد.

در نتیجه مادر ناخواسته به کودک فشار بیشتری می‌آورد که ترس از تنهایی را کنار بگذارد.

ترس از تنهایی یکی از رایج‌ترین ترس‌های دوران کودکی، به ویژه کودکان کم سن و سال است. همه روزه در سرتاسر دنیا، میلیون‌ها پدر و مادر باید با کودک‌شان که از تنهایی می‌ترسد، سر و کله بزنند.

ترس از تنهایی بین دو تا پنج سالگی شکل می‌گیرد. اگر خانواده‌ها کودک را تحت فشار بگذارند که با ترس خودش روبرو شود و با این ترس برخورد مناسبی نداشته باشند، می‌تواند تأثیر مستقیمی روی سلامت عاطفی کودکان بگذارد.

برای اینکه به عنوان پدر و مادر بتوانیم رفتار مناسبی نسبت به ترس از تنهایی کودکان‌مان داشته باشیم، باید با ویژگی‌های این نوع ترس آشنا باشیم.

در این مطلب می‌خواهیم از مونوفوبیا یا ترس از تنهایی بگوییم، نشانه‌های آن را بررسی کنیم و به پرسش‌های اساسی پدر و مادرها در مورد مونوفوبیا پاسخ بدهیم. اگر کودک شما هم از تنهایی می‌ترسد، این مطلب می‌تواند به شما کمک کند.

مونوفوبیا یا ترس از تنهایی چیست؟

مونوفوبیا یا ترس از تنهایی که با عنوان اوتوفوبیا هم شناخته می‌شود، ترس غیرمنطقی از تنهایی است. این ترس حتی در مکان‌هایی که کودک احساس راحتی می‌کند نیز نشان داده می‌شود.

تا جایی که کودک گاهی از تنها ماندن در اتاق خودش هم احساس ترس می‌کند. کودکانی که از تنهایی می‌ترسند، همیشه دوست دارند در کنار یکی از اعضای خانواده باشند.

در بعضی از موارد، ترس از تنهایی کودکان می‌تواند با ترس از تاریکی و نیازشان به داشتن یک چراغ خواب برای خوابیدن در اتاق‌شان در ارتباط باشد.

گاهی هم می‌تواند همراه با ترس‌های رایج کودکان مانند ترس از هیولا و لولوخرخره ظاهر شود.

نشانه‌های مونوفوبیا چیست؟

کودکانی که از تنهایی می‌ترسند، هنگام تنهایی، چنین نشانه‌هایی پیدا می‌کنند:

– لرزش، عرق کردن، درد قفسه سینه، سرگیجه، تپش قلب و حالت تهوع در شرایط تنهایی یا در موقعیتی که متوجه می‌شوند به زودی قرار است تنها بمانند

– احساس وحشت شدید در هنگام تنهایی یا در موقعیتی که به زودی باید تنها بمانند

– تمایل شدید برای فرار از شرایطی که ممکن است تنها بمانند

– اضطراب شدید وقتی که به تنها ماندن فکر می‌کنند

آیا ترس از تنهایی در کودکان طبیعی است؟

همانطور که گفتیم مونوفوبیا ترسی غیرمنطقی است که وقتی کودکی تنها است، به سراغش می‌آید. با این که شاید اصلاً چیزی کودک را تهدید نکند، با این حال نمی‌تواند نشانه‌های ترسش را کنترل کند.

به همین دلیل ممکن است نتواند فعالیت‌های روزمره‌اش را انجام دهد.

تقریباً تمام کودکان روی زمین در بخشی از دوران کودکی‌شان، ترس از تنهایی را تجربه می‌کنند. این موضوع، موقعیتی عادی است و نباید جای نگرانی داشته باشد.

گاهی ممکن است کودکان حتی وقتی در کنار دیگران هستند، از تنها ماندن بترسند. با این حال در دوران کودکی، ترس از تنهایی، طبیعی است. برای بیشتر کودکان، این نوع ترس پیش از بزرگسالی از بین می‌رود.

به عنوان مثال، بعضی از کودکان ممکن است از اینکه پدر و مادرشان آنها را در مدرسه بگذارند، بترسند؛ حتی وقتی در کنار تعداد زیادی کودک هستند. در این موارد، ترس آن‌ها ناشی از ناامنی است.

کودکان حتی ممکن است وقتی که در اتاق‌شان بازی می‌کنند هم احساس تنهایی داشته باشند. حتی با وجود اینکه می‌دانند پدر و مادر در اتاق کناری‌شان هستند. در نوزادان، این ترس اغلب زمانی به وجود می‌آید که کسی به غیر از مادر یا پدرشان، بغل‌شان می‌کند.

ترس از تنهایی فقط در صورتی، غیرطبیعی حساب می‌شود که همیشگی باشد و به جایی برسد که کودک نتواند در زمان‌های کوتاه تنها بودن، کارها و فعالیت‌های روزانه‌اش را انجام دهد.

چگونه تشخیص دهیم که کودک ما واقعاً مونوفوبیا دارد؟

برای تشخیص مونوفوبیا نظر کارشناسی متخصص روانشناسی و روانپزشکی لازم است. وقتی سطح اضطراب یا ترس کودکی مانع از این شود که فعالیت‌های روزانه‌اش را انجام دهد، لازم است توسط متخصص بررسی شود.

به همین جهت ما به عنوان پدر و مادر کودک یا مربیان و مراقبان او با دیدن علائم ابتدایی ترس از تنهایی از برچسب مونوفوبیا استفاده نمی‌کنیم.

شناخت این علائم ضروری است و می‌تواند مراقبان کودک را آگاه کند اما در صورت نیاز به تشخیص بالینی لازم است به متخصص روانشناسی و روانپزشکی مراجعه شود.

چرا کودکان از تنهایی می‌ترسند؟

عوامل زیادی می‌تواند موجب شکل‌گیری ترس و اضطراب کودکان شود. در این بخش به بررسی عواملی که بیش از بقیه منجر به ایجاد ترس می‌شوند، می‌پردازیم.

شناخت این عوامل می‌تواند کمک کند تا حد زیادی مانع از به وجود آمدن ترس در کودکان شویم و از آن مهم‌تر در صورتی که ترس در کودکی ایجاد شود، ریشه آن را بدانیم و حال او را بهتر درک کنیم.

الف) در معرض اتفاقات ناگوار قرار گرفتن

گاهی یک تجربه تلخ موجب به وجود آمدن ترس می‌شود. به عنوان مثال کودکی که در یک فروشگاه، چند دقیقه یا چند لحظه مادرش را گم کرده است، ممکن است از تنها ماندن یا گم کردن دوباره مادر و پدرش بترسد.

گاهی در مهد کودک شرایطی پیش می‌آید که مادر یا پدر بدون اطلاع دادن به کودک برای چند لحظه از ساختمان خارج می‌شوند، کودک وقتی متوجه می‌شود که در ساختمان تنها مانده، با وجود اینکه در معرض خطری قرار ندارد احساس ترک شدن و رها شدن می‌کند؛ همین امر می‌تواند موجب به وجود آمدن اضطراب جدایی و شکل‌گیری ترس از تنهایی شود.

ب) فکر کردن به پدیده‌های ترسناک

فکر کردن به یک موضوع ترسناک می‌تواند به خودی خود، ترس را به وجود بیاورد. به عنوان مثال فکر کردن در مورد هیولاها می‌تواند موجب شود کودک دچار ترس از تنهایی شود.

همین می‌شود که گاهی می‌بینیم کودک‌مان بدون هیچ دلیل خاصی دیگر حاضر نیست در اتاق خودش تنها بماند؛ چرا که هیولاهای در ذهن کودک می‌توانند داخل کمد اتاق پنهان شده باشند و از نظر او حالا تنها ماندن در اتاق، ترسناک است.

پ) درک متفاوت کودکان از زمان

یکی از دلایلی که کودکان از تنها ماندن می‌ترسند، این است که آن‌ها به نسبت بزرگسالان، درک متفاوتی از گذر زمان دارند. برای یک کودک، گذر فقط چند دقیقه خیلی طولانی به نظر می‌رسد.

به عنوان مثال امکان دارد پدر و مادر تنها چند دقیقه دیرتر از بقیه پدر و مادرها به مدرسه یا مهدکودک برسند، اما همین چند دقیقه‌ای که کودک تنها و بدون دوستانش در مدرسه مانده، می‌تواند از نظر او شبیه چند ساعت دیر کردن به نظر برسد. نتیجه هم این می‌شود که کودک دیگر دوست ندارد تنها جایی بماند.

ت) در معرض اخبار وحشتناک قرار گرفتن

کودکان به نسبت بزرگسالان، حساسیت بالاتری دارند؛ به همین دلیل شنیدن اخباری در مورد سیل، زلزله یا دزدیدن کودکان، می‌تواند منجر به این شود که کودک نگران به وقوع پیوستن چنین حوادثی شود و در نتیجه دیگر دوست نداشته باشد که تنها بماند.

فیلم‌هایی که صحنه‌های خشن دارند نیز می‌توانند همین تأثیر را در کودکان ایجاد کنند. به همین جهت لازم است مراقب خوراک فکری و تصویری کودکان‌مان باشیم.

ث) یادگیری ترس از پدر و مادر یا دوستان و آشنایان

بعضی مواقع پدر و مادرها یا مراقبان کودک، به اشتباه، برای آرام کردن کودک یا وادار کردن او به انجام کارها و تکالیف‌شان، از جملاتی شبیه به این استفاده می‌کنند: «اگه همین الان نری بخوابی، لولو می‌آد می‌خوردت»

چنین تهدیدهایی شاید به نظر بزرگسالان امری ساده، پیش پا افتاده و حتی خنده‌دار به نظر برسد؛ اما برای کودکی که زمینه ترس دارد، می‌تواند موجب شکل‌گیری و تقویت ترس‌هایی مانند «ترس از تنهایی» یا «ترس از تاریکی» شود و مشکلات کودک را افزایش دهد. به همین جهت لازم است تحت هیچ شرایطی از چنین روش‌هایی استفاده نشود.

چگونه به کودکان کمک کنیم که بر ترس‌شان از تنهایی غلبه کنند؟

اگر ترس کودک‌مان به مرحله‌ای رسیده که او را از انجام فعالیت‌های روزانه باز می‌دارد، لازم است به متخصص روانشناسی و روانپزشکی مراجعه کنیم. با این حال در صورتی که به این مرحله نرسیده با دانستن این نکات می‌توانیم به کودک‌مان کمک کنیم با این مسئله مواجه شود.

۱- ترس کودک‌مان را ناچیز در نظر نگیریم

شاید به عنوان فردی بزرگسال، ترس از تنهایی یا تنها خوابیدن در اتاق، مسئله‌ ساده‌ای به نظر برسد و دلیل این رفتارها را لوس شدن کودک‌مان بدانیم.

با این حال باید در نظر داشته باشیم که هرگز نباید نگرانی‌های کودک‌مان را کوچک و بی‌اهمیت جلوه دهیم.

گاهی پیش می‌آید که بعضی از پدر و مادرها وقتی می‌بینند کودک‌شان از تنهایی می‌ترسد، با خنده چنین جملاتی به کار می‌برند: «تنهایی مگه ترس داره آخه؟» یا «تو دیگه بزرگ شدی، یعنی چی از تنهایی می‌ترسی؟» یا «ببین پسرخاله‌ات دو سال از تو کوچیک‌تره اما از هیچی نمی‌ترسه!»

چنین جملاتی تنها می‌توانند رابطه پدر و فرزندی یا مادر و فرزندی را به خطر بیاندازند و این پیام مهم را به کودک بدهند: «او نمی‌تواند روی پدر و مادرش حساب کند» یا از آن بدتر: «به عنوان کودک، پدر و مادرش را ناامید کرده و احتمالاً دیگر دوستش ندارند!»

چنین پیام‌هایی تنها به نگرانی‌های کودک اضافه می‌کند و چه بسا اضطرابِ از دست دادن مهر و محبت پدر و مادر نیز به مجموعه مسائل کودک اضافه شود. اضطرابی که می‌تواند مشکلات عاطفی بسیاری برای او به همراه بیاورد.

۲- به جای کودک‌مان اقدام نکنیم

گاهی پیش می‌آید پدر و مادرها ترس کودک را جدی می‌گیرند اما با پیشروی در مسیر محافظت از کودکان، از آن سمت پشت بام سقوط می‌کنند و به تله محافظت بیش از اندازه می‌افتند.

به این معنی که آنقدر نگران کودک می‌شوند که می‌خواهند در هر کاری وارد ماجرا شوند و مشکل کودک را حل کنند.

این رفتار شاید در ابتدا نوعی از توجه ویژه به کودک‌ به نظر برسد اما در دراز مدت اعتماد به نفس و عزت نفس او را کم می‌کند. اجازه بدهیم کودکان خودشان از پس حل مشکلات‌شان بربیایند.

۳- ترس کودکان را درک کنیم

برای اینکه به کودک‌مان نشان دهیم ترس او را درک می‌کنیم، لازم است این درک کردن را در کلام و زبان بدن خودمان نمایش دهیم.

الف) کلام

بعضی مواقع هم پیش می‌آید که پدر و مادرها ترس کودک را ناچیز نمی‌شمارند اما از عبارت‌هایی مانند «ترسو» یا «کوچولو» استفاده می‌کنند.

مواردی که می‌تواند به کودک حس تحقیر شدن بدهد و مانند مورد شماره یک، موجب شود نتواند به پدر و مادر و مراقبان خودش اعتماد کند.

برای اینکه کودک متوجه شود ترسش را درک می‌کنیم، می‌توانیم از چنین جملاتی استفاده کنیم: «می‌دونم چقدر ترسیدی!» یا «می‌دونم بعضی وقت‌ها آدم دوست نداره تنها باشه»

هنگام گفتن جملاتی از این دست تلاش کنیم:

۱- جمله با شرایط کودک همخوانی داشته باشد

۲- لحن دلگرم‌کننده‌ای داشته باشد

۳- حالت چهره‌مان نشان از درک موضوع داشته باشد.

هنگام صحبت با کودک، تمام توجه‌مان را به او دهیم. با این کار کودک متوجه می‌شود که مسئله او چقدر برای ما مهم است.

ب) زبان بدن

گاهی هم پدر و مادرها تمام نکات گفته شده را رعایت می‌کنند اما نمی‌توانند جلوی خنده خود را بگیرند، یا بعد از یک روز کاری سخت از رفتارهای کودک کلافه شده‌اند و خواه ناخواه این کلافگی خودش را در حالت صورت، دست به سینه ایستادن و چشم غره رفتن، نشان می‌دهد.

اگر می‌خواهیم حس امنی به کودک‌مان بدهیم لازم است با وجود تمام خستگی‌ها و اذیت‌شدن‌ها، حواسمان به زبان بدنمان باشد.

وقتی در مورد این موضوع با کودک خود گفت‌وگو می‌کنیم، حواسمان باشد تمام توجه‌مان را به موضوع بدهیم. با این کار، کوچولوی ما می‌بیند که به مشکلاتش دقت و توجه داریم. به همین دلیل در آینده هم احساس راحتی بیشتری می‌کند که در مورد مسائلش با ما حرف بزند.

سخن پایانی

در این مطلب از مونوفوبیا یا ترس از تنهایی صحبت و نشانه‌های آن را بررسی کردیم. نگرانی بسیاری از پدر و مادرها این است که دوست دارند بدانند مرز طبیعی بودن ترس از تنهایی کجاست؟

بعد از پاسخ دادن به این سؤال، به این موضوع پرداختیم که برای هر نوع تشخیصی از جمله تشخیص بالینی مونوفوبیا لازم است نظر کارشناسی متخصصان روانشناسی را جویا شویم.

همچنین در مورد علت‌های ترس کودکان از تنهایی گفتیم. علت‌هایی که اگر در ذهن داشته باشیم، خیلی راحت‌تر می‌توانیم با ترس از تنهایی کودکان مقابله کنیم.

در پایان هم از روش‌های کمک به کودکان برای غلبه بر ترس از تنهایی گفتیم. مهم‌ترین نکته کوچک نشمردن ترس کودکان است. کودکان وقتی احساس کنند که مسئله ترسیدن‌شان برای خانواده‌شان مهم است راحت‌تر می‌توانند با آن روبرو شوند. در پایان اگر احساس می‌کنید که شرایط ترس از تنهایی در فرزندتان خیلی زیاد شده، پیشنهاد می‌کنیم از مشاوران و متخصصان روانشناسی کمک بگیرید.

منابع:

0 0 پیام
امتیاز مطلب
0 پیام ها
بازخورد درون خطی
نمایش همه پیام ها
فهرست
بیش از 2000 دقیقه آموزش رایگان دکتر محمد کاظم زاده رو در منوی هدیه آموزشی از دست نده 
Click Me
close-image
0
لطفا دیدگاه خود را بیان کنیدx
()
x