8 راه برای افزایش اعتماد به نفس در کودکان دبستانی

نویسنده مقاله:
شهروز بیدآبادی مقدم / کارشناس ارشد روانشناسی
افزایش اعتماد به نفس در کودکان دبستانی

«اعتماد به نفس» در بیشتر مواقع در کنار «عزت نفس» به کار می‌رود؛ تا جایی که بسیاری از خانواد‌ه‌ها این دو واژه را یکی می‌دانند. با این حال و با وجود شباهتی که در ظاهر دارند، دو مفهوم جداگانه هستند.

عزت نفس و اعتماد به نفس، احساسات و افکار ما را تشکیل می‌دهند و نشان از این دارند که چگونه دیگران را درک و با دنیا ارتباط برقرار می‌کنیم.

پایین بودن اعتماد به نفس، چه برای کودکان و چه بزرگسالان، اتفاقی کاملاً جدی با عواقبی ناراحت‌کننده است. چنین شرایطی زندگی آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و می‌تواند تأثیرات مخربی بر موفقیت در مدرسه و حرفه‌شان داشته باشد.

خوشبختانه، پدر و مادرها و معلم‌ها می‌توانند از طریق همراهی با کودکان موجب شوند اعتماد به نفس آنها افزایش بیابد.

برای چنین کاری لازم است به کودکان کمک کنیم تصویر ذهنی مثبتی در مورد خودشان به دست بیاورند. همچنین باید در کارها و مناسبت‌های مختلف آنها را تشویق به استقلال کنیم (محصول اعتماد به نفس کودک).

در این مقاله ابتدا به تعریف عزت نفس و اعتماد به نفس می‌پردازیم، تفاوت‌شان را بررسی می‌کنیم و در نهایت از 8 راهی می‌گوییم که با به کار بردن آن می‌توانیم اعتماد به نفس کودکان دبستانی را افزایش دهیم. اگر شما هم دوست دارید کودکانی با اعتماد به نفس داشته باشید، این مطلب می‌تواند به شما کمک کند.

اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس یعنی چقدر به توانمندی‌های خودمان باور داریم؛ اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم اعتماد به نفس یعنی ما از کارهایی که می‌توانیم انجام دهیم و کارهایی که نمی‌توانیم انجام دهیم، با خبر باشیم.

این توانایی، کودکان دبستانی را تشویق می‌کند که ریسک کنند، خلاقیت‌های‌شان را در سر کلاس افزایش دهند و  بیشتر در فعالیت‌های کلاسی شرکت کنند.

کودکانی که اعتماد به نفس بالایی دارند به احتمال بیشتری در چالش‌های مختلف شرکت می‌کنند و مسئولیت کارهای‌شان را می‌پذیرند.

این کودکان وقتی در کاری شکست بخورند، در کمال تعجب، دفعه بعدی تلاش بیشتری برای موفقیت می کنند. با این حال بیشتر دانش‌آموزان هر چقدر موفق‌تر شوند، اعتماد به نفس بیشتری به دست می‌آورند.

ویژگی‌های کودکان با اعتماد به نفس بالا

کودکانی که اعتماد به نفس بالایی دارند، خوش‌بین‌تر و با انگیزه‌تر هستند؛ همچنین به جای به کار بردن جمله‌های منفی مانند «می‌دونم نمی‌تونم، می‌دونم نمیشه» بیشتر از جمله‌های انرژی‌بخش و امیدوارکننده مانند «می‌دونم می‌تونم و می‌دونم که میشه» استفاده می‌کنند.

عزت نفس در کودکان به چه معناست؟

حالا با وجود تعریفی که از اعتماد به نفس کردیم، سؤال پیش می‌آید که وقتی می‌گوییم عزت نفس دقیقاً منظورمان چیست؟

عزت نفس با حس ارزشمندی افراد در ارتباط است. عزت نفس به معنای این است که چقدر به خودمان حس خوبی داریم.

اینکه کودکان ما چقدر احساس می‌کند ارزشمند هستند و آیا احساس عشق و علاقه می‌کنند؟ احساس درک شدن و مورد احترام قرار گرفتن دارند؟

کودک دبستانی ما در مورد خودش حس مثبتی دارد یا منفی؟ اعتماد به نفس می‌تواند با توجه به عوامل مختلفی در گذر زمان، رشد کند یا حتی کم شود ( اعتماد به نفس من برتر).

با این وجود تحقیقات نشان داده که اعتماد به نفس دانش‌آموزان از رفتارهای پدر و مادر، مربی و معلم و همچنین هم سن و سالان‌شان تأثیر می‌گیرد.

ویژگی‌های کودکان با عزت نفس بالا

گاهی به نظر آسان می‌رسد که متوجه شویم کدام یکی از کودکان‌مان احساس خوبی در مورد خودشان دارد و کدام یکی چنین احساسی ندارند. همانطور که گفتیم داشتن این حس خوب در مورد خودمان را با عنوان «عزت نفس» توصیف می‌کنیم.

کودکانی که عزت نفس بالایی دارند:

  • احساس دوست داشته شدن و پذیرفتن در جمع دارند.
  • احساس اعتماد به نفس دارند.
  • در مورد کاری که می‌توانند انجام دهند احساس غرور می‌کنند.
  • در مورد خودشان فکرهای مثبتی دارند.
  • به خودشان باور دارند.
ویژگی‌های کودکان با عزت نفس پایین
  • همیشه خودشان را نقد می‌کنند و به خودشان سخت می‌گیرند.
  • احساس می‌کنند به اندازه کودکان دیگر خوب نیستند.
  • به جای فکر کردن در مورد موفقیت‌های‌شان، بیشتر در مورد شکست‌های‌شان فکر می‌کنند.
  • اعتماد به نفس پایینی دارند.
  • همیشه شک دارند که بتوانند کارها را به خوبی انجام دهند.
تفاوت اعتماد به نفس و عزت نفس

«اعتماد به نفس» به اعتماد کردن به خود اشاره دارد؛ اما «عزت نفس» یعنی ارزشمند دانستن خودمان، با تمام ویژگی‌های خوب و بد.

امکان دارد کودکی در بخشی از فعالیت‌ها، اعتماد به نفس بالایی داشته باشد اما باز هم عزت نفس پایینی داشته باشد.

به عنوان مثال کودکی که در فعالیت‌های ورزشی به خودش اعتماد به نفس دارد اما در کلاس درس اعتماد به نفس ندارد، شاید فکر می‌کند که به اندازه کافی باهوش نیست. این حس به معنای پایین بودن عزت نفس است.

با این حال معمولاً وقتی کودکی در مورد خودش حس خوبی داشته باشد (عزت نفس)، احتمال بیشتری وجود دارد که اعتماد به نفس بالایی هم داشته باشد.

راه‌های افزایش اعتماد به نفس در کودکان دبستانی

برای اینکه بتوانیم کودکانی با اعتماد به نفس پرورش دهیم، راه‌های بسیاری وجود دارد. در این بخش به 8 مورد از راهکارهای کاربردی افزایش اعتماد به نفس کودکان دبستانی می‌پردازیم؛ مواردی که بسیاری از خانواده‌ها با استفاده از آن توانسته‌اند مسأله پایین بودن اعتماد به نفس کودک‌شان را حل کنند.

1- به کودکان بیاموزیم به خودشان اعتماد کنند.

اعتماد به نفس مثبت باید از سن خیلی پایین پرورش داده شود ( محصول اعتماد به نفس کودک).

به عنوان مثال، اگر کودک‌مان دارد در خانه در حال دویدن است و از نظر ما زمان مناسبی برای این کار نیست، شاید اولین چیزی که به ذهن‌مان برسد این باشد که او را دعوا کنیم.

با این کار می‌توانیم چند دقیقه‌ای او را آرام کنیم و خودمان هم آرامش اعصاب داشته باشیم؛ اما چنین کاری نه تنها رابطه ما با کودک‌مان را خراب می‌کند، بلکه به اعتماد به نفس او نیز آسیب می‌رساند.

به جای داد و فریاد یا استفاده از جملاتی مانند «چقدر بچه شیطونی هستی!» از جمله‌هایی شبیه به این استفاده کنیم: «این رفتارت رو دوست ندارم» یا «این رفتار مناسب این زمان نیست، بعد از ساعت 5 می‌تونیم بدو بدو بازی کنیم»

شاید در ظاهر معنی همه جمله‌ها یکسان باشد اما جمله اول به شخصیت کودک نقد وارد می‌کند و جملات بعدی یکی از رفتارهای کودک را مورد انتقاد قرار می‌دهد. حواسمان باشد هیچ وقت به شخصیت کودکان نقد وارد نکنیم، این رفتار آنها است که قابلیت نقد شدن دارد.

یکی دیگر از روش‌هایی که می‌توان به کودکان آموخت به خودشان اعتماد داشته باشند این است که به آن‌ها حق انتخاب دهیم. این کار می‌تواند از سن خیلی کم شروع شود. به عنوان مثال برای یک کودک دبستانی، می‌توانیم حق انتخاب‌های بسیاری در نظر بگیریم.

مواردی مانند: «برای رفتن به خونه مامان‌بزرگ و بابابزرگ دوست داری کدوم لباست رو بپوشی؟» یا «دوست داری برای قصه شب، کدوم کتاب رو بخونیم؟»

2- ایجاد اعتماد به نفس از راه کتاب‌خوانی.

از راه کتاب‌خوانی می توانید اعتماد به نفس کودک دبستانی خود را افزایش دهید. بخشی از نقش پدر و مادر و معلم در این مسیر این است که مطمئن شوند کتابی که کودک می‌خواهد بخواند متناسب با مهارت‌های سنی‌اش باشد و با خواندن آن احساس شکست نکند.

آزمون پنج‌ انگشتی برای درک مهارت های کتاب خوانی کودک

آزمون پنج انگشتی زمانی به کار می‌آید که می‌خواهیم متوجه شویم کودک‌مان می‌تواند این کتاب را خودش به تنهایی بخواند یا خیر؟

برای فهمیدن این موضوع باید ببینیم کتاب از نظر متن، در چه مرحله‌ای قرار دارد. آسان است؟ سخت است؟ یا دقیقاً مناسب کودک ما است؟

استفاده از این آزمون خیلی راحت و کاربردی است: کتابی را که می‌خواهید بخریم باز می‌کنیم و حدود صد کلمه از آن را انتخاب می‌کنیم.

کودک‌مان آن بخش را می‌خواند. هر بار کلمه‌ای می‌بیند که معنایش را نمی‌داند، یکی از انگشت‌هایش را بلند می‌کند. اگر تا قبل از تمام شدن متن، پنج انگشتش بلند شود، یعنی آن کتاب برای تنهایی خواندن مناسب نیست.

لازم است کودکان دبستانی ما احساس کنند که توانایی خواندن، روندی است که آرام آرام بهتر می‌شود. خوب است هر از گاهی، متن‌هایی را که آنها در شروع یادگیری خواندن استفاده می‌کرده‌اند، نشان‌شان دهید.

بعد از آن، روی پیشرفتی که داشته‌اند تأکید کنید. این کار می‌تواند حس خوبی به آنها بدهد. یادمان باشد ترسیم نمودار پیشرفت کودک، چه در مدرسه و چه در خارج از مدرسه، موجب شکل‌گیری اعتماد به نفس می‌شود.

3- تلاش‌شان را ببینید، فرقی نمی‌کند ببرند یا ببازند.

همیشه به خاطر داشته باشید: مسیر خیلی مهم‌تر از مقصد است.

به همین دلیل چه کودک شما بتواند گل پیروزی را برای تیمش بزند یا اینکه اشتباهی توپ را بیرون بیاندازد، او را تشویق کنید.

روانشناسان کودک می‌گویند که هیچ وقت نباید کاری کنیم کودکان به خاطر تلاش کردن احساس خجالت کنند. معمولاً در دراز مدت، تلاش کردن، در ایجاد اعتماد به نفس تأثیرگذارتر از نتیجه ی خوب است.

هیچ چیز بیشتر از اینکه تلاش کودک‌تان را نقد کنید یا به آن بخندید، نمی‌تواند انگیزه‌های او را از بین ببرد. نظر دادن مثبت و پیشنهاد کردن مشکلی ندارد، اما هیچ وقت به کودک‌تان نگویید که دارد کارش را بد انجام می‌دهد.

اگر کودک‌تان از این بترسند یا نگران شوند که شما عصبانی شوید یا از آن بدتر ناامیدتان کند، ممکن است هیچ وقت دیگر دست به تلاش نزنند و در نهایت به ماستیگوفوبیا دچار شوند ( مقاله ماستیگوفوبیا؛ ترس کودکان از دعوا، تنبیه و مجازات).

4- کودکان را تشویق به تمرین کنید.

کودک‌تان را در هر زمینه‌ای که علاقه دارد تشویق کنید اما آنها را تحت فشار قرار ندهید. تشویق در هر کاری باعث می‌شود که توانایی کودک شما در آن زمینه بالا برود و در نتیجه اعتماد به نفس او بیشتر شود.

نکته مهم این است خود کودک موضوع و زمینه مورد علاقه‌اش را انتخاب کند و برای تمرین اجباری نداشته باشد. منظور از تشویق این است که هر زمان که کودک در حال تمرین است با جمله‌های مثبت او را تشویق کنید. یا برای اینکه تمرین کند، با او همراه شوید و به شکل یک بازی با هم تمرین کنید.

اما حواسمان باشد به کودک باج ندهیم. استفاده از جملاتی مانند «اگه بری تمرینت رو انجام بدی می‌ریم پارک» به معنای تشویق نیست، باج‌دهی به کودک است.

 با این رفتار کودک به مرور تمرین را فقط و فقط برای رسیدن به نتیجه بعدش انجام می‌دهد و میل و انگیزه درونی‌اش را از دست می‌دهد.

5- اجازه دهید خودشان از پس مسائل‌شان بر بیایند.

اگر قرار باشد همیشه شما کارهای سخت را برای کودکان‌تان انجام دهید، آن وقت هیچ وقت توانایی‌های آنها یا اعتماد به نفس‌شان برای سر و کله زدن با مسئله‌های زندگی ( مقاله های حل مساله کودکان)، رشد نمی‌کند.

گاهی کمک‌های زیادی پدر و مادر می‌تواند مانع از شکل‌گیری اعتماد به نفسی شود که باید از راه انجام دادن مستقل کارها به وجود بیاید.

به عبارت دیگر، اگر کودک‌تان مهارت حل مسئله را یاد بگیرد و در انجام مستقل کارهایش، نمره متوسطی بگیرد خیلی بهتر از این است که در انجام کارها با کمک مستقیم شما، بیست بگیرد.

6- اجازه دهید متناسب با سن‌شان عمل کنند.

توقع نداشته باشید کودک‌تان مثل بزرگترها رفتار کند. همین که کودک‌تان احساس کند دارد به خوبی شما کاری را انجام می‌دهد، کافی است.

اگر توقع داشته باشید کودک پنج ساله شما وقتی می‌خواهد در تمیز کردن شیشه‌ها کمک کند، دقیقاً کیفیت کار شما را داشته باشد، نتیجه این می‌شود که علاقه او برای کمک کردن در کارهای خانه از بین می‌رود.

این مورد را به هر کار دیگری نیز می‌توان تعمیم داد. تلاش برای اینکه کودکان بالاتر از سن‌شان عمل کنند، اعتماد به نفس آنها را به شدت کاهش می‌دهد.

7- کنجکاوی کودکان را تشویق کنید.

گاهی وقت‌ها پرسش‌های کنجکاوانه بی‌پایان کودکان می‌تواند خسته‌کننده باشد، اما چنین رفتاری را باید تشویق کرد.

پائول هریس از دانشگاه هاروارد در مصاحبه‌ای با گاردین گفته که سؤال پرسیدن در کودکان یک تمرین مهم برای رشد آنها است؛ چرا که از طریق این پرسش‌ها، آنها متوجه می‌شوند «چیزهایی وجود دارد که نمی‌دانند!» و اینکه اطلاعات مختلفی وجود دارد که تا به حال به آن برنخورده‌اند!

وقتی کودکان به سن مدرسه می‌رسند، آنهایی که تا آن زمان، در خانه‌شان به خاطر پرسش‌های مختلف‌شان تشویق شده‌اند، نسبت به دیگر همکلاسی‌های‌شان برتری دارند؛ چرا که قبل از مدرسه از پدر و مادرشان اطلاعات مختلفی گرفته‌اند. این گروه از کودکان می‌دانند چگونه سریع‌تر و بهتر یاد بگیرند.

8- چالش‌های جدیدی برای‌شان به وجود بیاورید.

به کودکان‌تان نشان دهید که از پس هدف‌های کوچک برمی‌آیند تا برای رفتن به سراغ هدف‌های بزرگتر، آماده شوند.

به عنوان مثال وقتی کودک‌تان می‌خواهد دوچرخه سواری یاد بگیرد، اول با کمک شما روی زین می‌نشیند. بعد هم آرام آرام با چرخ های کمکی حرکت می‌‌کند. این تمرین، مدتی طول می‌کشد؛ از روند کار او تعریف کنید.

وقتی هم در دوچرخه‌سواری با چرخ کمکی مهارت پیدا کرد، به او بگویید که چقدر کارش خوب است. با این رفتار، او آرام آرام آماده می‌شود تا به سراغ هدف بزرگ بعدی برود: دوچرخه‌سواری بدون چرخ کمکی!

سخن پایانی

در این مقاله تلاش کردیم تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس را به طور کامل مشخص کنیم. موضوعاتی که اگرچه روی نگاه ماه به مسائل اطراف تأثیر مهمی دارند اما از پایه با هم متفاوت هستند.

اگر نتوانیم تعریف مشخصی از اعتماد به نفس داشته باشیم، نمی‌توانیم به کودکان‌مان کمک کنیم اعتماد به نفس خودشان را بالا ببرند.

0 0 پیام
امتیاز مطلب
0 پیام ها
بازخورد درون خطی
نمایش همه پیام ها
فهرست
بیش از 2000 دقیقه آموزش رایگان دکتر محمد کاظم زاده رو در صفحه پکیچ رایگان از دست نده 
Click Me
close-image
0
لطفا دیدگاه خود را بیان کنیدx
()
x